20 تير 1405 / ۲۵ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 59994
دوشنبه 23 دي 1398 , 16:38
دوشنبه 23 دي 1398 , 16:38


قانون تاریخ
سیدمهدی حسینی
ترامپ، ناسزا و فرصت
سید محمدرضا میرشمسی
پاکستان و قطر در معادلات جدید منطقه
علیرضا رجائی
درسهای مکتب عاشورا در مبانی فکری امام شهید
رضا علامهزاده
نگاهِ مردمیِ امامِ شهیدِ از منظر رهبری معظم انقلاب جدید
علیرضا ضابطی سیستان
رستاخیز ملتی مبعوثشده
حسن رشوند
رستاخیز غیرت در جبهه واحد
حمیدرضا مرادی
سر ترامپ را میخواهیم!
حسین شریعتمداری
مذاکره بدون عبرت؛ تکرار یک مسیر پرهزینه
سیدرضا موسوی فاضل
سفری که با خون امضا شد
حمیدرضا مرادی
پیام تشییع؛ خونخواهی امام شهید
مهدی فضائلی

سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

داستان صوتی «رنگ دیگر عشق»/صوت
این فایل صوتی مربوط به داستان «رنگ دیگر عشق» در کتاب عاشقانه های یک نسل سومی نوشته «سعیده نام آور» می باشد که در طی یک سال گذشته به چاپ دوم رسیده است.
فاش نیوز- این فایل صوتی مربوط به داستان «رنگ دیگر عشق» در کتاب عاشقانه های یک نسل سومی نوشته «سعیده نام آور» می باشد که در طی یک سال گذشته به چاپ دوم رسیده است.

داستان مربوط به حال و هوای یک جانباز نخاعی در یک آسایشگاه است که دلبسته یکی از خانم های ملاقاتی می شود و ...
متن این داستان توسط " پیمان سلطانی" دکلمه شده است.
.jpg)
کد خبرنگار: 23
سلام
بسیار زیبا بود
لطفا بقیه داستان ها رو هم بخونید
بسیار زیبا بود
لطفا بقیه داستان ها رو هم بخونید
خدایا اونا چقدر مهربان بودند و به ادم اطمینان می کردند . من ترسیدم چون فکر کردم من پرواز کردم رسیدم به اینا ولی اینا دارن یکی یکی پرواز می کنن می رن . من دلم نمی خواد شاهد پروازشون باشم . هر کی یه چیز می گه چهار ستون بدنم می لرزه . تا می تونم به رو خودم نمیارم اما از حد که گدشت به یه بهانه بهشون زنگ می زنم اگه لحن صداشون خوب بود دلم کمی آروم میشه اگه لوس بازی درآوردن و بخوان دستم بندازن یا واقعا حالشون بد باشه فقط خدا می دونه چند وقت شبانه روز منتظر یه خبرم . اون حاجی که خیلی سنگینه یه روز کارش داشتم . از زبانش درآمد مشکل جسمی پیدا کردم . باورم نمی شد . گفتم شما هم . با مهربانی گفت همه ما همین جوریم . اما باید صبوری کنیم . خدایا من اشتباه کردم . طاقت داغ هیچکدامشونو ندارم مخصوصا آشناها رو ... خودت یه فکری برام کن !
خوش به حال نوه حاج بخشی . دیدید زودتر از حاج محمد قبادی پرواز کرد . یه آرامش اینجوری می خوام . دیگه می ترسم به دیدنتون بیام .
خوش به حال نوه حاج بخشی . دیدید زودتر از حاج محمد قبادی پرواز کرد . یه آرامش اینجوری می خوام . دیگه می ترسم به دیدنتون بیام .
با سلام حضور تمامی مخاطبان گرانقدر و درود به عزیزانی که برای شهدا و ایثارگران قدمی برمیدارند.
ممنون و سپاسگزار صدای گرم آقای سلطانی که حقیقتا دلنشین این داستان را دکلمه کردند.
خواندن آنچه بر زندگی ایثارگران می گذرد و انتقال و به نوعی ارائه حال و هوای خوب یا بد و نمایش تلخ یا شیرین زندگی ایشان، هنری می خواهد که الحمدلله در آوای گرم این عزیز خوش بیان و خوش لحن بود و مهم تر از همه نیت خالص یک قلب ارادتمند و خوشدل که یقینا بر نتیجه کار اثر می گذارد.
دست مریزاد
ممنون و سپاسگزار صدای گرم آقای سلطانی که حقیقتا دلنشین این داستان را دکلمه کردند.
خواندن آنچه بر زندگی ایثارگران می گذرد و انتقال و به نوعی ارائه حال و هوای خوب یا بد و نمایش تلخ یا شیرین زندگی ایشان، هنری می خواهد که الحمدلله در آوای گرم این عزیز خوش بیان و خوش لحن بود و مهم تر از همه نیت خالص یک قلب ارادتمند و خوشدل که یقینا بر نتیجه کار اثر می گذارد.
دست مریزاد
نظری بگذارید


فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی
روایت خلبان F-۱۴ از فتح خرمشهر و مقاومت دزفول
مهدی طلوع وند

















خداقوت
بسیار کار جالبی بود
و بسیار بسیار زیبا بود
خدا اجرتون بده که برای ایثارگران کارهای متنوع می کنید
صدا روان و دوست داشتنی!